خرید بک لینک
دلم گرفته است ، دلی که برای هیچکس ارزشی نداشت....دلی که بارها بازیچه شد ، به سادگی شکسته شد ، هنوز به آخر قصه نرسیده بود که تنها شد!دلم گرفته است، دلی که احساس درونش سوخت ، و این سهم دلم بود از دل بستن ها و دل دادن ها!دلم گرفته و هیچ همدلی نیست ، هر چه از خودم میپرسم دردم چیست ، نمیدانم...گرفته حالم از زندگی و تمام آدمها ، سخت میشود باور کرد که من تنها یک نفر را دارم ، آن هم خدا!به سوی راهی که نمیدانم کجا میروم ، قدم میزنم و دلم را دلداری میدهم ...حالا که دلم گرفته مثل آسمانی هستم که ابرها همه وجودش را فرا گرفته....حالا که دلم گرفته مثل پرنده ای در قفس هستم که بغض گلویش را گرفته...خسته از همه چیز ، میخواهم با یک نفر درد دل کنم اما کسی نیست !کسی که دردم را بفهمد ، حرفهایم را بشنود، نه اینکه به جای آرامش مرا بشکند!نه حسی است برای نفس کشیدن ، نه دلخوش حتی یک لحظه هم از این قفس باز پریدن!دلم گرفته و تمام لحظه هایم پر از سکوت ، من مانده ام و تنهایی و این اتاق سوت و کور

برچسب: دلم گرفته است,دلم گرفته است به ایوان میروم,دلم گرفته است سهراب, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 10:10

میپذیرم که اگر عشقت یک بازی بود ،این بازی را من باختم !این رسمش نبود ، تو در این بازی یک قلب را شکستی !تو احساس را در وجودم کشتی ، تو یک مجرمی ! جرم تو شکستن یک قلب بی گناهاست!میپذیرم که من اسیر احساسات تو بودم !میخواهم بی خیال باشم ، نمیتوانم !دلم میخواهد همه چیز را فراموش کنم ، خاطره های تو قلبم را میسوزاند !در این جاده نفسگیر ، بر سر دو راهی ایستاده ام !انگار راه دیگری جز سوختن نیست !پس میسوزم ، اگر میسوزم ، اگر نا امیدم ، به خاطر سادگی خویش است نه به خاطر تو !اگر این روزها پریشانم ، اگر این لحظه ها گریانم به خاطر رفتن تو نیست ، به خاطر قلببی گناهم است که چرا اینک در دام تنهایی گرفتار است !این رسم عاشقی نبود ای غریبه امروز!من تو را فراموش نمیکنم ، قلب من هیچگاه بی وفایی مثل تو را فراموش نخواهد کرد!میپذیرم که خیلی ساده بودم که حرفهای تو را باور کردم ،قلبم را با اطمینان به تودادم و به قلب بی احساس تو پناه بردم !تو یک تکیه گاه برای من نبودی ، من ساده بودم که قلب تو را خانه خود کردم !این رسمش نبود ای بی وفا ، تو کجا و من کجا؟مرا باش که هنوز در حسرت عشق توام ، میپذیرم که آری من یک دیوان

برچسب: این رسم عاشقی نبود,این رسم عاشقی نبود خاک بر سرم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 10:09

صفحه بندی